منبع · 395 حدیث
أحمد
- بیشترین چیزی که از آن بر شما بیمناک هستم، شرک اصغر است». گفتند: ای رسول خدا، شرک اصغر چیست؟ فرمود: «ریاحسنرواه أحمد
- درحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در نماز دیدم که از شدت گریه از سینه اش صدایی چون صدای آسیاب به گوش می رسید.صحیحرواه أبو داود والنسائي وأحمد
- سخن یوسف بن عبدالله بن سلام رضی الله عنهما: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا یوسف نامید و در آغوش خود نشاند.صحیحرواه أحمد
- هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ عطسه میکرد دستش یا لباسش را روی دهانش قرار میداد و با آن صدای عطسه را کاهش میدادصحیحرواه أبو داود والترمذي وأحمد
- ایشان نه زشتگو بودند و نه به زشتگویی تظاهر میکردند و نه در بازارها اهل داد و فریاد بودند، و بدی را با بدی پاسخ نمیدادند، بلکه عفو و گذشت میکردندصحیحرواه الترمذي وأحمد
- سخنِ رسول الله صلى الله عليه وسلم سخنی آشکار و روشن بود چنانکه برای هر شنونده ای قابل فهم بود.حسنرواه أبو داود واللفظ له، والتُرمذي والنسائي وأحمد
- رسول الله صلى الله عليه وسلم چند شبِ پياپی گرسنه می خوابيد و خانواده اش نان شب نمی يافتند و بيشترِ نانِ مصرفی آنان، نان جو بود.صحیحرواه الترمذي وابن ماجه وأحمد
- کسی نیست که بر من سلام بفرستد، مگر اینکه الله متعال روحم را به من باز میگرداند تا جواب سلامش را بدهمحسنرواه أبو داود وأحمد
- درحالی رسول الله صلی الله علیه وسلم قبض روح شد که سرش روی سینه ام قرار داشت. و زمانی که روح رسول الله صلی الله علیه وسلم از بدن مبارکش خارج شد، هرگز بویی به…صحیحرواه أحمد
- از ام المومنین عایشه رضی الله عنها سوال شد: رسول الله صلی الله علیه وسلم در خانه چه می کرد؟ فرمود: او نیز همچون سایر انسان ها بود، لباسش را خودش تمیز می کرد و…صحیحرواه أحمد
- دستِ راستِ رسول الله صلى الله عليه وسلم برای وضو گرفتن و غذا خوردن بود و دستِ چپش برای استنجا و دفع آلودگی.صحیحالحديث الأول: رواه أبو داود وأحمد. الحديث الثاني: رواه أبو داود وأحمد
- الله متعال زمين را برای من جمع نمود و من سرزمين های مشرق و مغرب را ديدم. و پادشاهی امت من تا همان جايی می رسد که برايم جمع شد. و دو گنج سرخ و سفيد به من داده…صحیحالرواية الأولى: رواها مسلم. الرواية الثانية: رواها أبو داود وابن ماجه وأحمد
- رسول الله صلى الله عليه وسلم را درحالی ديدم که دو لباس سبز پوشيده بود.صحیحرواه الترمذي وأبو داود والنسائي في السنن الكبرى والدارمي وأحمد
- دوست داشتنی ترين لباس نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم قمیص بود.صحیحرواه أبو داود والترمذي والنسائي في السنن الكبرى وأحمد
- رسول الله صلی الله علیه وسلم دستش را بر صورتم کشید و برای من دعا کرد. عَزْرَة می گوید: ابوزید صد و بیست سال زنده بود درحالی که تنها چند موی سفید در سر داشت.صحیحرواه الترمذي وأحمد
- یزید بن اسود همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز صبح را می خواند که پس از آن مردم به ایشان هجوم می آورند تا دستش را گرفته و با آن صورت های شان را مسح کنند…صحیحرواه أحمد
- رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «اقْتَرِبْ مِنِّي»: «به من نزدیک شو». و من به ایشان نزدیک شدم.صحیحرواه أحمد
- من در راه الله چندان دچار بيم و ترس شدم که هيچکس به اندازه ی من مبتلا به ترس نشد؛ و در راه الله چندان مورد آزار و اذيت قرار گرفتم که هيچکس آزار و اذيت نشد؛ و…صحیحرواه الترمذي وابن ماجه وأحمد
- بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم، ابوبکر نزد ایشان رفت و دهانش را در بین دو چشم مبارک رسول الله صلی الله علیه وسلم و دستانش را در دو طرف سرش گذاشت و…حسنرواه أحمد
- روزی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد مدینه شد، از وجود او همه چیز در مدینه می درخشید؛ اما روزی که در آن فوت شد، همه چیز در غم از دست دادن او تاریک شد.صحیحرواه الترمذي وابن ماجه وأحمد
- از زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم صورتم را دست کشید و روز خیبر به هنگام سپردن پرچم به من، آب دهانش را در چشمانم مالید، هیچگاه نه چشمم درد گرفت و نه سر…حسنرواه أبو يعلى وأحمد بمعناه
- وقتی قتاده بن ملحان در بستر مرگ بود، نزد او بودم که مردی در دورترین نقطه ی خانه عبور کرد؛ ابوالعلاء می گوید: او را در چهره ی قتاده دیدم. وی می گوید: وقتی به او…صحیحرواه أحمد
متن، ترجمه، شرح و حکم: HadeethEnc.com – دانشنامهٔ احادیث نبوی ترجمهشده.